تبليغاتX
همت - انسان اشرف مخلوقات
به راستی تفاوت انسان با حیوان یا به طور کلی تفاوت انسان با سایر کاینات در چیست؟به سبب کدام ویژگی انسان اشرف مخلوقات است؟آیا انسان به صرف انسان بودن خلیفه خدا بر روی زمین است؟

انسان در پاره ای از نیازها و احتیاجاتش هیچ تفاوتی با سایر مخلوقات ندارد.به عنوان مثال به زندگی یک گوسفند دقت کنید:از مادر متولد می شود.از تهیه شیر و آب و غذا برای خودش عاجز است.توانایی راه رفتن و چریدن ندارد و به شدت به مراقبت های مادرش محتاج است.بعد از مدتی رشد می کند و حالا می تواند را برود و به تنهایی بخورد و شیر می دهد و جفت گیری می کند و در نهایت بچه ای به دنیا می آورد و سرگرم بزرگ کردن او می شود و بعد از مدتی اگر انسان ها او را نکشند می میرد.

آیا این داستان مشابه زندگی غیر معنوی گرای ما انسان ها نیست؟انسان متولد می شود و وابستگی شدید به مراقبت دارد و می خورد و می خوابد و رشد می کند و ... نو جوانی و جوانی و کار و ازدواج و تربیت بچه و مرگ!!!

پس ارزش و مبنای اشرفیت انسان بر سایر مخلوقات در نیازها و گرایش ها و دارایی های مادی او نیست.چرا که در گرایش های مادی اش با گوسفند مشابهتی نزدیک دارد.ثروت و مدرک و همسر و فرزند و کار و شهرت ملاک و مبنای اشرف بودن انسان در هستی نیست.

در واقع مادیات ابزاری است برای رسیدن به آن حقیقت انسانی.آن جوهره و تاج زرین اشرفیت.

اما حقیقت انسانی چیست؟حقیقت انسانی و در واقع تفاوت انسان با سایر مخلوقات در بروز و حضور ۲ چیز در انسان است:

۱)عقل    ۲)روح الهی(به کمال رسیدن روح)

۱)عقل:از عقل به عنوان رسول باطنی نام برده اند.چرا که راه هدایت از شقاوت توسط عقل و صد البته به مدد وحی مشخص و نمایان می گردد.

عقل است که به انسان می گوید چه چیز حقیقت است و چه چیز خرافه.انسان به مدد عقل است که می فهمد چگونه باید عمل کند و زندگی کند و بندگی کند و بمیرد.

عقل تعهدی بود که خداوند تبارک و تعالی از انسان گرفت تا انسان خود راه سعادت و شقاوتش را انتخاب کند و تا قیام قیامت بر آن متعهد و پایبند باشد.عقل شاید بعدی از ابعاد امانت الهی است که به انسان ودیعه داده شده است.

آسمان بار امانت نتوانست کشید        قرعه کار به نام من دیوانه زدند.

۲)روح الهی:انسان در درون خود کششی به برخی مسائل احساس می کند و از برخی دیگر اجتناب می ورزد.زیبایی و خوش اخلاقی و امانت داری و صداقت و عبادت و ... مسائلی اند که انسان خردمند به آنها گرایش دارد و دروغ و تهمت و قتل و خیانت و ناسپاسی و ... عواملی اند که انسان از آنها دوری میکند.و منشا تمام این جدب و دفع روح و فطرت انسان است.

پس این روح انسان است که اگر به مدد وحی و عقل به کمال و درک برسد به مقام اشرافیت مخلوقات و مقام خلیفه الهی می رسد.

به عبارت دیگر روح آدمی مانند کودکی است زیرک و با هوش که برای اینکه توانایی های بالقوه اش بالفعل گردد باید زیر نظر مربی یا مربیانی تربیت و هدایت گردد و اگر این مربیان نباشند او از این توانایی هایش در مسیری غیر از مسیر صحیح استفاده خواهد کرد.

روح را هم باید با کمک عقل و وحی تربیت کرد و پرورش داد تا آن جلوه الهی و آسمانی اش  را بروز دهد و انسان را به مقام خلیفه الهی برساند.و اگر در تربیت آن غفلت شود به مقام دنائت می رسد.مقامی که تمامی موجودات از رسیدن به آن عاجز اند.

خدایا چنان کن سر انجام کار           تو خشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 19:20  توسط همت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مرا نیافریده اند تا خوردنی های گوارا سرگرمم سازد،چون چارپای بسته که به علف پردازد یا آنکه واگذارده است و خاکروبه ها را به هم می زند و شکم را از علف های آن بیانبارد و از آنچه بر سرش آرند غفلت دارد یا مرا وانهند یا به بازی سر دهند یا ریسمان گمراهی را کشان باشم و بی خودانه در سرگردانی ها گردان....

آیا چرنده،شکم را با چرا کردن سیر سازد و بخفتد و گوسفند در آغل سیر از گیاه بخورد و بیفتد و علی از توشه اش خورد و آرام خوابد؟چشمش روشن باد!که از پس سالیانی دراز چون چارپایانی به سر برد رها،یا چرنده ای سر داده به چرا.(نهج البلاغه-نامه45)


پیوندهای روزانه
وب سایت استاد شهاب مرادی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
مرداد 1387
پیوندها
وب سایت استاد شهاب مرادی
وب نوشته هاي داود رجبيان
وب نوشته های محمد قدیریان(بهداشت محیط)
مجله راه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM