تبليغاتX
همت - کامنتی برای ((مهم نیست!))
دوست عزیزی با نام ((مهم نیست))برای مطلب (الله اکبر.چه قیامی است این قیام حسین) کامنتی گذاشتند با مضمون زیر: 

(به چه حقی می گی که تو فلسفه ی قیام اباعبدالله رو درک می کنی؟


فقط یه لحظه فکر کن:
یا ثار الله و بن ثاره ...
خون خدا...)

اول اینکه ای کاش یه راه تماسی می گذاشتند تا بیشتر با هم صحبت کنیم چرا که به نظر من بعضا همین مهم نیست ها شاید منجر به مهمترین ها بشوند.

دوم اینکه یک دنیا ممنون.اجرتان با آقا ابا عبدالله که مطلب را خواندید و نظر دادید. بی شک کامل و بی نقص همان ذات مبارک باری تعالی است و بس.

سوم اینکه قیام عاشورا یک فلسفه ندارد.اصولا قیام عاشورا یک مکتب غنی از فلسفه است.ابعاد گوناگونی دارد.فلسفه های مختلفی دارد و من هنوز اندر خم یک کوچه ام! در واقع من یک فلسفه از هزاران فلسفه را بیان کردم.ادعای مضحکی است اگر گفته باشم عاشورا همین یک فلسفه است و بس!اگر عاشورا محدود به همین یک فلسفه بود کل یوما عاشورا و کل ارضا کربلا چه معنا می داشت؟فلسفه عاشورا به بلندای و به گستردگی جهان هستی است.

چهارم اینکه باز هم منونم.هدف من از این وبلاگ همین چالش ها و مباحث طلبگی است.تا محمل بسیار کوچکی باشد برای ورود یافتن و قدم زدن در عالم معنا.

تا یار چه را خواهد و اندر نظر آرد!
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13ساعت 16:44  توسط همت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مرا نیافریده اند تا خوردنی های گوارا سرگرمم سازد،چون چارپای بسته که به علف پردازد یا آنکه واگذارده است و خاکروبه ها را به هم می زند و شکم را از علف های آن بیانبارد و از آنچه بر سرش آرند غفلت دارد یا مرا وانهند یا به بازی سر دهند یا ریسمان گمراهی را کشان باشم و بی خودانه در سرگردانی ها گردان....

آیا چرنده،شکم را با چرا کردن سیر سازد و بخفتد و گوسفند در آغل سیر از گیاه بخورد و بیفتد و علی از توشه اش خورد و آرام خوابد؟چشمش روشن باد!که از پس سالیانی دراز چون چارپایانی به سر برد رها،یا چرنده ای سر داده به چرا.(نهج البلاغه-نامه45)


پیوندهای روزانه
وب سایت استاد شهاب مرادی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
مرداد 1387
پیوندها
وب سایت استاد شهاب مرادی
وب نوشته هاي داود رجبيان
وب نوشته های محمد قدیریان(بهداشت محیط)
مجله راه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM